عارفانه
آنگاه که غرور کسی را له می کنی
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که حتی گوش ات را می بندی تا صدای خردشدن غرورش را نشنوی
آنگاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم
دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی
تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟
"سهراب سپهری"
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری
آنگاه که حتی گوش ات را می بندی تا صدای خردشدن غرورش را نشنوی
آنگاه که خدا را می بینی و بنده ی خدا را نادیده می گیری
می خواهم بدانم
دستانت را به سوی کدام آسمان دراز می کنی
تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟؟
"سهراب سپهری"
+ نوشته شده در جمعه سی ام اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت 8:20 توسط محمد علی خسروی
|
محمد علی خسروی